پایگاه خبری اتحاد ما – مدتی از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران میگذرد و تحلیلهای متعددی درباره ابعاد مختلف این تجاوز و دفاع جانانه جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. این تحلیلها از شمار شهدای این جنگ که طبق آمار پزشکی قانونی ۹۳۵ نفر شناسایی شدهاند، شامل ۳۸ کودک و ۱۰۲ زن باردار، تا بررسیهای حقوقی و پیامدهای منطقهای و بینالمللی را در بر میگیرد. رژیم صهیونیستی که مدتها مقابله با برنامه هستهای ایران را بهانه قرار داده بود، این حمله را به عنوان «دفاع پیشدستانه» توجیه کرد؛ حملاتی که دو روز پیش از دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شد و علاوه بر تاسیسات نظامی و هستهای، مناطق مسکونی و مردم عادی را هدف قرار داد. آمریکا نیز با حمله به سایتهای هستهای فردو، نطنز و اصفهان به این جنگ پیوست، در حالی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی سکوت کرد.
اما نقطه روشن ماجرا، دفاع قهرمانانه مردم و نیروهای مسلح ایران بود که باعث شد طرف مقابل درخواست آتشبس کند و بار دیگر اتحاد و همدلی ملی ایرانیان به نمایش گذاشته شود؛ ویژگیای که در طول تاریخ ایران بارها دیده شده است. در این زمینه، دکتر هادی ویسی، دانشیار جغرافیای سیاسی دانشگاه پیام نور کرمان و نویسنده کتاب «سیاست و حکومت در ایران»، با پایگاه خبری اتحاد ما گفتوگو کرده است. ویسی در کتاب خود که حاصل پنج سال پژوهش است، از ایران باستان تا پایان دوره صفویه را بررسی کرده و در گفتوگو به مقایسه جنگ اخیر با جنگ چالدران پرداخته است.
ویسی میگوید: «کتاب من نمونه مشابه ندارد، چرا که به پیوند مباحث تاریخی با جغرافیای سیاسی و مسائل امروز کشور پرداخته است. هدف اصلی کتاب، الهامگیری از میراث غنی فرهنگی و سیاسی ایران برای پیشرفت و توسعه است.» وی تأکید میکند که ایران همواره توانسته از بحرانها عبور کند و قویتر شود، چرا که خرد ملی و سرمایه اجتماعی مردم در مواقع بحرانی، کشور را حفظ میکند.
این استاد دانشگاه با اشاره به همبستگی ملی در جنگ ۱۲ روزه میگوید: «این انسجام نه از دستور مسئولان، بلکه از خرد ملی مردم ناشی شده است. ایران فرهنگی بزرگ، هستهای مستحکم دارد که نسیمهای تجزیهطلبی نمیتوانند آن را بلرزاند.» وی همچنین به ضرورت ملیگرایی معقول و منطقی در حکمرانی اشاره میکند که طی چهار دهه اخیر کمتر به آن توجه شده و باعث شده برخی کشورهای همسایه به مصادره فرهنگ و قهرمانان ایرانی بپردازند.
ویسی درباره آسیبپذیریهای کشور میگوید: «نباید از ضعفهای داخلی، از جمله مسائل سیاسی، مشارکت و بحرانهای محیط زیستی غافل شویم، چرا که اینها فرصت را برای دشمن فراهم کردهاند. اما راهکار اصلی، اعتماد به مردم و مشارکت بیشتر آنان در تصمیمگیریهاست.» وی همچنین به ضرورت جذب نخبگان و صاحبنظران انتقادی اشاره میکند و انتقاد میکند که در سالهای اخیر جامعه تصمیمگیری کشور از نظام نخبگانی تهی شده است.
در مقایسه تاریخی، ویسی جنگ اخیر را به دوره شاه اسماعیل صفوی تشبیه میکند که در آن زمان ایران با استقلال سیاسی و مذهب شیعه به عنوان هویت ملی شکل گرفت، اما با تهاجم عثمانیها مواجه شد. وی به اهمیت فناوری در جنگها اشاره کرده و میگوید غفلت از فناوری در گذشته باعث شکست شده است، و امروز نیز باید به این موضوع توجه ویژه شود.
ویسی درباره نقش نهادهای بینالمللی میگوید: «متأسفانه این نهادها تاکنون واکنش مناسبی به حملات رژیم صهیونیستی نداشتهاند و این نشاندهنده بحران عملکردی آنهاست. این نهادها تحت تأثیر ژئوپلیتیک و منافع غربیها قرار دارند و نمیتوانند بیطرفانه عمل کنند.»
در پایان، ویسی تأکید میکند که ایران در دوره گذار مهمی قرار دارد و باید با بازنگری در سیاستها، تقویت همبستگی ملی و بهرهگیری از میراث فرهنگی و سیاسی خود، از این مرحله عبور کند و آیندهای روشنتر بسازد.