در فضای شبکههای اجتماعی، معمولاً گروهی از افراد هدایت بحثها را به دست دارند و بسیاری از کاربران به دلیل تصور اینکه نظرشان در اقلیت است، سکوت میکنند؛ پدیدهای که به آن «مارپیچ سکوت» میگویند. این وضعیت گاهی در دنیای واقعی نیز رخ میدهد و ما را به سکوت یا پذیرش نظر غالب ترغیب میکند، در حالی که اغلب این تصور اشتباه است. الگوریتمهای رسانههای اجتماعی این سکوت را تشدید میکنند. اکنون که با تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان مواجهیم، میتوانیم با حضور فعال و منطقی در این فضا، مانع از تحقق اهداف اتاق فکر جنگ روانی دشمن شویم.
در ابتدا ممکن بود برخی به هر دلیلی این تجاوز را توجیه کنند، اما به مرور ماهیت تجاوزکارانه آن برای جهانیان آشکار شد. نسلکشی صهیونیستها در غزه با کشتار کودکان، زنان، غیرنظامیان، خبرنگاران و امدادگران، حملات مکرر به بیمارستانها و مراکز خیریه کاملاً برملا شده است. حالا مناطق مسکونی، زیرساختها و حتی مراکز نظامی و هستهای ما هدف قرار گرفتهاند. رباتها و حسابهای جعلی سازماندهی شده، انتشار محتوای مرتبط با اهداف رژیم صهیونیستی را تسهیل کرده و برداشتهای نادرستی در کاربران ایجاد میکنند.
کاربران ممکن است تصور کنند درصد زیادی از مردم، مثلاً در توئیتر، از تجاوز به ایران حمایت کردهاند، در حالی که این تصور با واقعیت فاصله زیادی دارد. ما به عنوان ایرانیان وظیفه داریم برای حفظ وطن، تقویت اعتماد و انسجام ملی، فعالانه در این فضا حضور داشته باشیم. تبیین اهداف و جنایات رژیم صهیونیستی، حمایت از نیروهای نظامی و امنیتی، تولید و اشتراک محتوای معتبر و پاسخگو به نیازهای مختلف اقشار جامعه از جمله اقدامات ضروری است.
تعامل و همکاری در اشتراک محتوا، هشتگگذاریهای هماهنگ و ایجاد موجهای توئیتری باید به گونهای باشد که پیام ما نه تنها به دنبالکنندگان صفحات ما برسد، بلکه در گستره وسیع رسانههای اجتماعی منتشر شود و در دسترس کاربران متنوع قرار گیرد. اکنون زمان تکیه بر انسجام ملی، همدلی و کنار گذاشتن اختلافات است. وطن زخمی ما به مرهم نیاز دارد و بخشی از این مرهم در دستان رسانهنگاران و فعالان فضای مجازی است.
کاربران رسانههای اجتماعی معمولاً در دایره محدودی قرار دارند و تصور میکنند دسترسی گستردهای به محتوا دارند، اما الگوریتمها بیشتر محتوای هدفمند و سفارشی شده را به آنها نشان میدهند. باید این الگوریتمها را شکست تا هموطنان ما تحت تأثیر فعالیتهای سازماندهی شده اتاق جنگ روانی دشمن قرار نگیرند. شناخت نیازهای متنوع گروههای مختلف مردم و تولید محتوای متناسب با این نیازها اهمیت زیادی دارد؛ چرا که مردم با حجم انبوهی از اطلاعات روبهرو هستند و ممکن است دچار سردرگمی شوند.
رسانهنگاران، فعالان و تأثیرگذاران فضای مجازی باید نقش خود را به گونهای ایفا کنند که شهروندان با اعتماد به آنها بتوانند تصمیمات درست بگیرند و از سردرگمی ذهنی رهایی یابند. همچنین همکاری مسئولان و تسهیل دسترسی به اطلاعات موثق در چارچوب منافع ملی، بسیار راهگشا خواهد بود.
شرایط کنونی کشور و مردم پیچیدهتر و حساستر از گذشته است. پشتوانه مردمی هوشمند و گسترده در سطوح مختلف میتواند همبستگی و همدلی را تقویت کند. قدرت همدلی، اعتماد و انسجام ملی، ایران را ایمن و قدرتمند نگه میدارد. تنها موشکها نمیتوانند دشمن را شکست دهند؛ همبستگی ملی و هوشمندی در تعامل با مردم باید پشتوانه قدرت نظامی ما باشد. همیشه چتر همدلی و انسجام ملی را باز نگه داریم، چرا که زیر این چتر، جای همه ماست.
*دکتری علوم ارتباطات و فعال رسانهای
(بر اساس گزارشهای پایگاه خبری اتحاد ما)