به گزارش اتحاد ما، سمپوزیوم دوسالانه هنر اسلامی «حمدبن خلیفه» که از سال ۲۰۰۴ میلادی به صورت دو سال یک بار برگزار می شود، یکی از معتبرترین رویدادهای علمی و دانشگاهی در حوزه معماری و هنر اسلامی به شمار می رود. یازدهمین دوره این سمپوزیوم با تمرکز بر موضوع «اسلام و فرهنگ بصری در آسیای معاصر»، به بررسی ابعاد نوظهور فرهنگ بصری اسلامی در جنوب، جنوب شرقی و شرق آسیا پرداخته است؛ حوزه هایی که اخیراً در بازنگری روایت های سنتی تاریخ هنر اسلامی اهمیت ویژه ای یافته اند. در این میان، مقاله مشترک دو پژوهشگر کرمانی، دکتر جواد ابراهیمی و مهندس ملیکا شمسی، موفق به عبور از مراحل سخت داوری و رسیدن به مرحله نهایی شده است.

این پژوهش به بررسی تداوم کارکردی و دگرگونی های معنایی قلعه دختر کرمان در گذار از دوران پیشااسلامی به دوران اسلامی می پردازد. این بنای باستانی که در شرق شهر کرمان واقع شده، علی رغم فرسایش معماری، جایگاه تاریخی خود را حفظ کرده است. در نزدیکی آن، قلعه اردشیر با قدمت ساسانی نیز قرار دارد که بخش بزرگی از ساختار معماری آن از بین رفته است. این دو بنا، هسته مرکزی بافت تاریخی کرمان را تشکیل می دهند. پذیرش مقاله ابراهیمی و شمسی در سمپوزیوم قطر، فرصتی ارزشمند برای معرفی ظرفیت های فرهنگی و تاریخی کرمان در سطح بین المللی فراهم آورده است. در ادامه، گفتگو با دکتر جواد ابراهیمی، پژوهشگر و متخصص امور شهری استان کرمان، درباره جزئیات این تحقیق را می خوانید.

**دکتر ابراهیمی، مقاله شما در سمپوزیوم قطر بر موضوع قلعه دختر متمرکز بوده است. از چه زاویه ای به این اثر باستانی پرداخته اید و یافته های جدید پژوهش شما چیست؟**
این کار حاصل یک همکاری مشترک بود که در آن تبادل نظر علمی میان من و مهندس شمسی نقش کلیدی در شکل گیری مسیر تحلیل ها داشت. ما تلاش کردیم قلعه دختر را نه صرفاً یک بنای مجزا، بلکه بخشی از یک نظام گسترده تر فرهنگی، اجتماعی و فضایی مطالعه کنیم. تمرکز اصلی ما بر مفهوم «تداوم تاریخی» بود؛ یعنی بررسی اینکه چگونه یک بنای اشکانی توانسته در تحولات بزرگ پس از ورود اسلام، حضور خود را در ساختار اجتماعی منطقه حفظ کند و دچار گسست نشود. یافته های ما نشان می دهد که قلعه دختر تنها یک استحکام نظامی یا آیینی نبوده، بلکه در حافظه تاریخی و شبکه های تعاملات اجتماعی منطقه نقش فعالی داشته است. فرآیند «بازمعنابخشی فرهنگی» در این بنا رخ داده؛ به این معنا که کارکرد آن تغییر کرده اما حضورش مستمر بوده است. همچنین، موقعیت جغرافیایی کرمان نشان می دهد که این قلعه می تواند نقشی حیاتی در نظارت بر مسیرهای ارتباطی و تعاملات اقتصادی میان فلات ایران، خلیج فارس و حوزه اقیانوس هند ایفا کرده باشد. در واقع، قلعه دختر پیونددهنده فلات مرکزی به اقیانوس هند بوده است؛ موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده بود.

**چه عاملی باعث شد این مقاله مورد توجه داوران قرار گیرد؟**
به نظر من، رویکرد میان رشته ای یکی از عوامل اصلی بود. ما تلاش کردیم داده های معماری، شواهد باستان شناسی و تحلیل های تاریخی را در کنار مفاهیم نظری مطالعات میراث فرهنگی ترکیب کنیم تا تصویری جامع ارائه دهیم. همچنین مفهوم «بازتاب اجتماعی-اقتصادی» که در مقاله مطرح شد، بسیار حائز اهمیت بود. این نگاه به بنا نه به عنوان یک شیء ثابت، بلکه به عنوان عنصری پویا در شکل گیری الگوهای اقتصادی و حافظه جمعی جامعه، از رویکردهای نوین در مطالعات میراث فرهنگی است که احتمالاً مورد توجه داوران قرار گرفته است.

**وضعیت فعلی قلعه دختر و قلعه اردشیر را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا نگرانی خاصی درباره آینده آن ها دارید؟**
متأسفانه وضعیت حفاظتی این دو اثر مطلوب نیست. این بناها در معرض فرسایش طبیعی و آسیب های محیطی هستند و برنامه ریزی دقیقی برای حفاظت از حریم یا انجام کاوش های باستان شناسی صورت نگرفته است. نبود برنامه احیا، روند تخریب آن ها را تسریع می کند. ما باید از ظرفیت های اقتصادی و تاریخی این سازه ها بهره ببریم؛ چرا که هر بخش از فروپاشی این بناها، به معنای از دست رفتن همیشگی بخشی از اطلاعات تاریخی منطقه است. باستان شناسی در این سایت برای درک لایه های مختلف تاریخ سکونت بسیار حیاتی است و اگر روند فعلی ادامه یابد، احتمال از دست رفتن این میراث ارزشمند وجود دارد.

**معماری قلعه دختر چه درس هایی برای توسعه شهری کرمان دارد؟**
این بنا نشان می دهد که معماری همواره با جغرافیا، امنیت و ساختارهای اجتماعی در پیوند است. موقعیت استراتژیک قلعه نشان دهنده درک عمیق سازندگان از ویژگی های طبیعی و کنترل مسیرهای ارتباطی بوده است. همچنین، این بنا نمونه ای از تداوم فرهنگی است؛ فضایی که در دوره ای شکل گرفته و در دوره های بعد با معانی جدید در جامعه حضور می یابد. برای توسعه شهری پایدار، باید میان گذشته تاریخی و نیازهای معاصر نوعی گفت وگو برقرار شود.

**برخی معتقدند دانشگاهیان کرمان نسبت به میراث فرهنگی بی اعتنا هستند. نظر شما درباره این نقد چیست؟**
این نقد را باید در یک چارچوب وسیع تر بررسی کرد. پژوهش در حوزه میراث فرهنگی نیازمند زیرساخت های مالی، دسترسی به منابع و همکاری میان نهادهای مختلف است که کمبود آن ها باعث محدود شدن فعالیت های دانشگاهی می شود. با این حال، نمی توان انکار کرد که موضوع میراث فرهنگی در برخی محیط های دانشگاهی اولویت کافی را نداشته است. برای اصلاح این وضعیت، تقویت ارتباط میان دانشگاه، پژوهشگران و مدیریت شهری ضروری است. آرمان من این است که مانند سایت های باستان شناسی مصر، شاهد موزه های روباز و نمایش فرآیند باستان شناسی در کرمان باشیم.

**در مورد حمایت های مالی نیز اشاره کردید؛ تجربه شما در قطر چه پیامی برای ساختارهای علمی داخلی دارد؟**
در قطر، پیشنهادی دریافت کردم که شامل گرنت پژوهشی سه ساله با بودجه ای قابل توجه (بین ۱۵۰ تا ۲۲۸ هزار دلار) به همراه تسهیلات اقامت و حمایت از دستیاران پژوهشی بود. این تجربه نشان داد که نگاه نهادی به سرمایه های انسانی و تولید دانش، نیازمند زیرساخت و حمایت مستمر است. در بسیاری از ساختارهای داخلی ما، چنین توجه نظام مندی به ظرفیت های علمی دیده نمی شود. مسئله فقط رقم بودجه نیست، بلکه نوع نگرش به علم و پژوهشگر است؛ اگر بتوانیم محیطی برای شکوفایی آن ها فراهم کنیم، از مهاجرت علمی جلوگیری شده و دانش تولید خواهد شد.

**به طور کلی وضعیت پژوهش در حوزه میراث فرهنگی کرمان را چگونه می بینید؟**
کرمان ظرفیت عظیمی دارد اما میزان پژوهش های انجام شده با این گستره تاریخی تناسب ندارد. برخلاف کشورهای پیشرو که برای هر بنا برنامه ۲۰ ساله دارند، پژوهش ها در کرمان اغلب مقطعی و محدود هستند. اگر ساختارهای پژوهشی تقویت شوند، کرمان می تواند به یکی از مراکز اصلی مطالعات باستان شناسی و معماری در منطقه تبدیل شود.

**در مسیر انجام این تحقیق با چه چالش هایی مواجه شدید؟**
کمبود داده های میدانی به روز، نبود نقشه های دقیق و مستندات استاندارد معماری، و همچنین محدودیت تجهیزات تکنولوژیک از اصلی ترین چالش ها بود که پژوهشگران اغلب با منابع شخصی خود آن ها را جبران می کنند. علاوه بر این، پراکندگی منابع تاریخی و دشواری های توپوگرافی سایت نیز کار را سخت تر می کند.

**نکته پایانی شما چیست؟**
میراث معماری تنها زمانی زنده است که با ساختار اجتماعی امروز در گفتگو باشد. قلعه دختر را نباید یک بنای منزوی دید؛ این اثر بخشی از یک شبکه استراتژیک تاریخی است که فلات ایران را به اقیانوس هند پیوند می داد. ما باید نگاه خود را از یک «تک بنا» به یک «بستر منطقه ای» تغییر دهیم. همچنین، احیا و باززنده سازی فضاهای پیرامونی قلعه ها به گونه ای که «مردم وار» و با هویت باستان شناسانه باشد (مانند ایجاد آمفی تئاتر یا موزه های سایت محور) ضروری است. در نهایت، آموزش از طریق ابزارهای مدرن مانند انیمیشن برای نسل جدید، کلید اصلی حفظ این هویت و ایجاد دلسوزی آگاهانه برای میراث سرزمینمان است.

**شایان ذکر است که مقاله این دو پژوهشگر با عنوان “Continuity and Socio-Economic Resonance of the Ghaleh Dokhtar Fortress: From a Zoroastrian Stronghold to an Islamic Cultural Hub” پس از عبور از مراحل نیمه نهایی، در ارزیابی نهایی نیز برگزیده شده و برای بخش ارائه و تقدیر ویژه سال انتخاب شده است. این پژوهشگران برای حضور در مراسم رسمی تقدیر دعوت شده اند.**

مطالب دیگر

امام جمعه کرمان: ایران برای مقابله با هیمنه استکبار در منطقه آمادگی دارد

مسعود باژیان

|

۳۰ مرداد ۱۴۰۵

چالش نوسازی ناوگان در پست استان کرمان؛ وسعت جغرافیایی و فرسودگی خودروها مانع خدمت رسانی بهینه است

مسعود باژیان

|

۳۰ مرداد ۱۴۰۵

امام جمعه کرمان بر ضرورت مداخله جدی دولت در مقابله با گران فروشی تأکید کرد

مسعود باژیان

|

۳۰ مرداد ۱۴۰۵

شهردار کرمان تأکید کرد: تغییر در ساختار بلوار جمهوری برای اجرای پروژه بی آرتی اولویت فعلی نیست

مسعود باژیان

|

۳۰ مرداد ۱۴۰۵

اشتراک گذاری
جستجو