بیمارستان تاریخی مرسلین کرمان پس از سالها بلاتکلیفی و آسیبهای جدی سازهای، با وجود وعدههای مکرر مسئولان استانی و اداره اوقاف، همچنان بدون طرح مرمتی مشخص در آستانه نابودی قرار دارد.
به گزارش اتحاد ما از کرمان، بیمارستان تاریخی مرسلین کرمان سالهاست که از اثری ارزشمند و ثبتشده در فهرست آثار ملی، به ساختمانی فرسوده و در آستانه تخریب بدل شده است. این بنا طی یک سال و نیم گذشته بارها از سوی مسئولان مورد بازدید قرار گرفته و وعدههای متعددی برای مرمت، احیا و بهرهبرداری از آن مطرح شده است؛ با این حال، بازدیدهای پیاپی اخیر بار دیگر این پرسش جدی را در افکار عمومی برانگیخته که سهم «اقدام عملی» در حفاظت از میراث تاریخی کرمان واقعا چقدر است؟
بیمارستان مرسلین صرفا یک عمارت قدیمی نیست، بلکه بخشی برجسته از حافظه اجتماعی و تاریخ پزشکی دیار کرمان به شمار میرود. پیشینه شکلگیری این مجموعه به دوره قاجار و دوران پادشاهی مظفرالدینشاه بازمیگردد؛ روزگاری که هیئتی از مبلغان مسیحی به سرپرستی دکتر دادسن، از پزشکان نظامی ارتش بریتانیا، وارد کرمان شدند و همزمان با امور خیریه، فعالیتهای تبلیغی خود را پی گرفتند.
این گروه مدتی بعد با کسب مجوز از حکومت وقت، بیمارستانی را در محدودهای احداث کردند که امروزه خیابان باستانی پاریزی نام دارد؛ مرکزی درمانی که به «بیمارستان مرسلین» شهرت یافت و فعالیتهایش دههها پابرجا ماند؛ بهگونهای که حتی پس از درگذشت دکتر دادسن در سال ۱۳۱۶ خورشیدی و تا پایان جنگ جهانی دوم نیز به ارائه خدمات ادامه داد.
با استقرار تدریجی ساختار نوین نظام سلامت در کشور، این بیمارستان تعطیل شد و بنای آن رفتهرفته بلااستفاده ماند. چالش اصلی نیز دقیقا از همین مقطع شکل گرفت؛ ساختمانی که باید بهعنوان نمادی از میراث معماری و گذشته تاریخی کرمان حفاظت میشد و کاربری تازهای برای آن تعریف میگردید، دههها بدون طرح و برنامهای منسجم رها شد و زیر بار فرسایش ناشی از عوامل طبیعی، کهنگی و دستاندازیهای انسانی بهشدت آسیب دید.
سرانجام در سال ۱۳۷۵ این بنا در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد؛ اما ثبت ملی نتوانست بهتنهایی سرنوشت حفاظت از آن را تضمین کند و در طول نزدیک به سه دهه پس از آن، هیچ اقدام عملی و مستمری برای بهسازی، نگهداری و احیای این اثر صورت نگرفت.
بحران زمانی ابعاد جدیتری یافت که در پی بارشهای اواخر سال ۱۴۰۳، بخشهایی از این عمارت تاریخی فرو ریخت و وضعیت اضطراری آن بار دیگر در کانون توجه رسانهها و مطالبات دوستداران میراث فرهنگی قرار گرفت؛ رویدادی تلخ که آشکارا نشان داد فاصله میان «ثبت رسمی یک اثر» تا «حفاظت میدانی و مؤثر از آن» تا چه اندازه عمیق است.
در پی این تحولات، اسفند سال ۱۴۰۳ مرتضی نیکرو، مدیرکل وقت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان، با حضور در محل بیمارستان مرسلین، از آمادگی کامل این ادارهکل برای حفاظت، مرمت و احیای بنا خبر داد؛ موضعگیری امیدوارکنندهای که بارقههای امید را برای نجات این اثر زنده کرد.
چند ماه پس از آن، در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، محمدعلی طالبی استاندار کرمان، به همراه معاونان اقتصادی و سیاسی استانداری، رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان و معاونان ادارهکل میراث فرهنگی از مجموعه تاریخی بیمارستان مرسلین بازدید کردند.
بیم و امیدها پیرامون احیای بیمارستان مرسلین کرمان
طالبی در حاشیه این بازدید با اشاره به ظرفیت کمنظیر این اثر تاریخی برای جذب سرمایهگذاری، وجود ساختمانهای مستقل و امکان تعریف کاربریهای متنوع برای آن را از مزایای برجسته بنا برشمرد و بر لزوم بهرهگیری از پتانسیل مجموعه در ابعاد گوناگون تأکید کرد.
استاندار کرمان همچنین خاطرنشان کرد با توجه به نیات واقف میتوان کاربری درمانی مجموعه را در اولویت قرار داد و در کنار آن، کاربریهای مکمل دیگری نیز پیشبینی کرد؛ رویکردی که حکایت از توافق مسئولان ارشد استان بر اصل احیا دارد، هرچند الگو و چارچوب نهایی و عملیاتی بهرهبرداری هنوز شکل نگرفته است.
همچنین در جریان این بازدید، مرتضی هاشمیان رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان، ایده راهاندازی سلامتکده و استفاده از محیط بنا برای ارائه خدمات طب سنتی و ایرانی را مطرح نمود؛ طرحی که میتوانست بستری ملموس برای بازگرداندن این مجموعه به چرخه خدمترسانی فراهم کند.
با این همه، یک واقعیت حقوقی بنیادین تغییر نیافته است؛ بیمارستان مرسلین مجموعهای وقفی است و همین ساختار، جایگاه و مسئولیت اداره اوقاف را در فرآیند تعیینتکلیف نهایی آن محوری میسازد.
مدتی پس از آن، استاندار کرمان در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ در فضای مجازی، بیمارستان مرسلین را جزئی جداییناپذیر از هویت و حافظه تاریخی اهالی کرمان معرفی کرد و پس از بازدید میدانی یادآور شد که بنا ظرفیتی چشمگیر برای نمایش معماری بومی کرمان و ارتقای غنای فرهنگی منطقه دارد و برنامهریزی برای «حفظ، بهسازی و بهرهبرداری» آن بهطور جدی آغاز شده است.
این اظهارات در حالی صورت گرفت که انتظار میرفت با شناسایی ابعاد و قابلیتهای بنا، گامهای اجرایی نظیر تأمین منابع مالی، تدوین نقشه جامع مرمت، تفکیک مسئولیتهای مدیریتی و حقوقی، مشارکت سرمایهگذاران و در نهایت شروع پروژههای فیزیکی بهسرعت رقم بخورد.
به گزارش اتحاد ما، اکنون در پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، یعنی نزدیک به یک سال و چهار ماه پس از بازدید نخست استاندار و حدود ۱۶ ماه پس از برجستهشدن پرونده احیای مرسلین، هیئتی دیگر از مدیران استانی برای بررسی وضعیت این مکان حضور یافتند؛ بازدیدی که این نوبت با تأکید بر سازوکارهای قانونی، جلب سرمایه و هماهنگیهای بینبخشی دنبال شد.
در این برنامه، سیدموید محسننژاد مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان کرمان، به همراه امین فلاح دستیار ویژه استاندار، رضا قائمپناه رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان کرمان و جمعی از کارشناسان حوزه میراث و نمایندگان بخش سرمایهگذاری، ابعاد گوناگون پروژه را بررسی کردند.
تمرکز اصلی این نشست و بازدید میدانی، بهرهگیری از منابع شرکتهای عمده اقتصادی، اعتبارات مالیاتی و امکانات بند «خ» ماده ۲۰ قانون برنامه هفتم توسعه برای سامانبخشی به ساختمانهای تاریخی اعلام شد؛ موضوعی که نشان میدهد پس از سپریشدن ماهها، بار دیگر تکیه بر بسترهای قانونی و اعتباری بهعنوان تنها راهحل خروج این بنا از رکود در دستور کار قرار گرفته است.
موانع حقوقی و ساختاری در مسیر ساماندهی بناهای وقفی
محسننژاد در جریان این بازدید خاطرنشان کرده است که بناهای وقفی افزون بر ارزش تاریخی، معماری و فرهنگی، جایگاه ویژهای در ساختار وقف و تحقق نیت واقف دارند و فرایند ساماندهی آنها باید بهگونهای پیگیری شود که ضمن صیانت از اصالت و هویت تاریخی اثر، منطبق بر نیت واقف و معطوف به تأمین منافع عمومی باشد.
این اظهارات بهخوبی نشان میدهد که پرونده بیمارستان مرسلین صرفا محدود به مرمت سازهای چند دیوار و سقف فرسوده نیست؛ بلکه کلافی پیچیده از مسائل حقوقی، اقتصادی، مدیریتی، اعتباری و چالشهای مربوط به تعیین کاربری مناسب است که روند احیای این بنا را با دشواری مواجه کرده است.
مدیرکل میراث فرهنگی کرمان همچنین به ظرفیتهای سرمایهگذاری بخش خصوصی جهت احیای بیمارستان مرسلین اشاره کرده و گردشگری سلامت را بهعنوان یکی از راهکارهای قابلبررسی برای بهرهبرداری دوباره از این بنا معرفی کرده است؛ ایدهای که در صورت تبدیل به یک طرح توجیهپذیر و مدون اقتصادی، میتواند بخشی از هزینههای نگهداری و مرمت آن را تأمین کند.
با این حال، پرسش کلیدی این است که در بازه زمانی بازدیدهای مسئولان در سال ۱۴۰۴ تا واپسین بازدید انجامشده در ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، دقیقا چه اقدام ملموس و عملیاتی برای نجات بیمارستان مرسلین رقم خورده است؟ آیا طرح مرمتی این اثر به تصویب نهایی رسیده است؟ چه میزان ردیف اعتباری مشخص برای آن در نظر گرفته شده و سرمایهگذار اعلامشده متعهد به تزریق چه میزان منابع مالی است؟ مهمتر از همه، عملیات اجرایی نجاتبخشی چه زمانی آغاز میشود تا پیش از وارد آمدن خسارات جبرانناپذیر، از ریزش آن جلوگیری شود؟
دقیقا همین بلاتکلیفی است که موضوع را به یک مطالبه گسترده عمومی تبدیل میکند. هنگامی که یک اثر تاریخی شاخص، حتی پس از بازتاب بحران آن در رسانهها، بازدید مقامات ارشد استانی، اعلام آمادگی میراث فرهنگی و مطرحشدن وعدههای سرمایهگذاری، پس از گذشت بیش از یک سال همچنان در مرحله بررسی ظرفیتها و ارزیابی اولیه بلاتکلیف مانده باشد، این پرسش اساسی پیش میآید که روند سیاستگذاری و سرعت اجرای تصمیمات در مدیریت میراث فرهنگی استان چگونه ارزیابی میشود؟
به گزارش اتحاد ما، بیمارستان مرسلین تنها نماد این وضعیت نابسامان نیست؛ پهنه کرمان بهواسطه قدمت و پیشینه برجستهاش، میزبان گنجینهای ارزشمند از بافتها و خانههای تاریخی، مجموعههای شاخص معماری، کاروانسراها و بناهای موقوفه متعددی است که تکتک آنها شالوده هویت شهری و تاریخی منطقه را تشکیل میدهند.
نقش اوقاف در تعیین تکلیف بیمارستان مرسلین کرمان
شمار قابلتوجهی از این بناها ماهیت موقوفه دارند و همین چندگانگی مالکیتی، لزوم هماهنگی نزدیکتر، ساختاریافتهتر و راهبردی میان ادارهکل میراث فرهنگی و سازمان اوقاف را بیش از پیش پررنگ میسازد؛ چراکه از یک سو مأموریت حفظ اصالتهای معماری و ارزشهای کالبدی بر دوش میراث فرهنگی نهاده شده و از سوی دیگر، هرگونه دخل و تصرف در بناهای وقفی الزاما باید بر اساس احکام وقف، اراده واقف و موازین مدیریتی اوقاف صورت گیرد.
بدیهی است در غیاب یک تفکیک وظایف شفاف، جدول زمانبندی مدون و راهکار مشخص تأمین منابع مالی مشترک، فرجام کار تکرار سرنوشت تلخ بیمارستان مرسلین خواهد بود؛ اثری ارزشمند و ثبتشده در فهرست آثار ملی که در پی سالها بیبرنامگی و فقدان کاربری مشخص، فرسودگی عمیق آن امروز به بحرانی جدی در حوزه میراث تاریخی استان بدل شده است.
از سوی دیگر، نمیتوان تمامی بار حفاظت و صیانت از بناهای تاریخی را تنها بر دوش اعتبارات دولتی گذاشت. تجربه احیای ابنیه تاریخی گویای آن است که پایداری این روند زمانی تضمین میشود که در کنار مرمت اصولی، کاربری متناسب اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی برای اثر تعریف شود؛ کاربری سنجیدهای که علاوه بر حفظ شأن تاریخی بنا، هزینههای نگهداری و بقای آن در آینده را نیز تأمین کند.
به گزارش اتحاد ما، میراث فرهنگی صرفا با وعده حفظ نخواهد شد؛ ماندگاری یک اثر تاریخی نیازمند تخصیص بودجه، برنامهریزی جامع، مرمت کارشناسی، نظارت مستمر، رفع موانع و تعیینتکلیف حقوقی، اختصاص کاربری مناسب و برخورداری از مدیریتی پاسخگو است.
انتهای پیام/511/